به این پسرهایی که زیر عکس رفیقشان مینویسند "بابا این عکسارُ نذار !! فکر این دخترارُ بکن!! غش و ضعف میکنن اون طرف خب!! " و فلان و این ها

باید اینطور نگریستابرو

اما به آن دخترهایی که بعد این کامنت ِ تحقیر آمیز می آیند سرییس ِ سرییس، غش و ضعف میکنند چه؟؟ با انها چه کنم ؟؟ ..... 

+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/٢٩ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

نه اصلا" شما می توانید درک کنید ، از ساعت 6صبح دنبال بدبختی دویدن(بخوانید رفتن به دانشگاه) یعنی چه؟؟ میفهمید وقتی خسته و کوفته و هلاکید و دوستتان زنگ میزند میگوید اگر تا 10دقیقه دیگر پیشش نباشید بدبخت میشود و شما الان در یکی از بد جا ترین قسمت های شهر کوفتیتان هستید و دریغ از یک تاکسی که دربستش کنید حداقل، چه طعمی دارد؟؟

میفهمید چاره ای جز رفتن و کنار خیابان ایستادن و منتظر بوق یک پسر شدن ، نیست ؟؟ میدانید وقتی ســـی دقیقه با خرواری تنش و استرس و با لپ هایی گل انداخته و دماغی قرمز شده از سرما همچنان منتظر ِ یک بوقید چه دردی دارد؟؟ 

میدانید ؟؟ ماشین یک پسر هیز .. شما و ایشان تنها ... یک جاده ی کاملا" خلوت ... 30 دقیقه  تا مقصد ... 

نمیدانید دیگر !!نکشیده اید!! :|

حالا اگر احیانا" این دِ فیوچر ،در حال دانستن ِ درد من بودید ، بدانید و آگاه باشید قصه ی کدو قلقله زن هیچ وقت تکراری نمیشود !! :)

درود بر کدو قلقله زن که عفت و پاکدامنی مرا حفظ کرد ...

درود بر باری تعالی که نخود در مغز ایشان نهاده واقعا" ...

درود بر ایرانسل که مفت است و وی کن چینج ایت ...

  • حالا مینیمم نصف نمیگیرند اصلا" من چه گفتم!! لتس سی !! :|
+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/٢۸ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

میدانی مشکل از آنجا شروع شد که پسرانمان نخواستند استاپ ِباکرگیشان را با یک لاشی بزنند ...

+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/٢٦ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

بدانید و آگاه باشید که همان دخترهایی که در "های اِسکول" ابرو داشتند این هوا و بیساید ایت ، سایه های رنگارنگ میزدند و موجبات خنده ی شمارا فراهم میکردند ، همانهاییند که امروز ابروهای فوق ِخوش فرم ِ کلفت ِ فلان دارند و عکس هایشان بالای صد لایک میخورد و اکنون شما موجبات خنده ی ایشان را فراهم میکنید...

  • البته این برای زمان ما صدق میکند که ابرو برداشتن در های اِسکول جرم بود !! :|
+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/٢٤ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

میگفت اسمم را بگذار کنار ایدیت!! میگذاشتم!! باجدیت میگفت پسوندش را هم بگذار!ابنجوری کسی نمیفهمد کدام حسین را میگویی که!! میگفتم چشم!!

حس غرور و شعفش را حس میکردم ...

کار من را فقط زیاد میکرد عوضی ... وقتی که میرفت باید استاتوسم را برمیداشتم ُ تک تک appear online میزدم و برای او appear offline to hossein  ...

  • اییی مردُممم!! میشود این نگاه خواهرانه تان را از روی من بردارید!!؟؟ خسته م کردید انقدر از معشوقه هایتان برایم تعریف کردید !! 
  • این روزها پرم از وسوسه ... :|
+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/٢٢ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

یه دیواره یه دیواره

که یه عمره آزگاره

اونورش همیشه بن بست

اینورش هیچی نداره

نه اشتباه نکنید! این صدای داریوش اقبالی نیست! این صدای پریساییست که اخم کرده وصدایش را داریوشی !! چشم هایش پف کرده و رنگش پریده ...

آل تو گَدر خط چشمش هنوز پابرجاست ...

  • آن مریضی ِ آن نوانی که ازش صحبت کردم و همه قاه قاه خندیدید (وبعضا" قار قار ) و به سخره اش گرفتید ، وخیم تر شده ... 
  • خدا به سر شاهده الان با تجویزهای همشیره ی دامپزشکم ، زنده ام !! خدا حفظش کند ... به خدا !!
+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/۱٩ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

لیدیز اند جنتلمن

یکی لطف کند بیاید دست این پسرک را بگیرد بیاوردش پیش من !! مُرد !! هلاک شد از خود ِ سه مهر یعنی!! چشمه خودش که درامد هیچی به درک!! چشم ُ چاله من را هم دراورد به قرآن!!

شما لطف کنید همکاری کنید این را بکشید جلو ،من خودم قول میدهم علی رغم میل باطنیم(والبته توانم!!) کاملا" مودبانه به ایشان بفهمانم جای پسر نداشته ی من هستند!!

  • در جواب به آن سه نقطه های پست قبل، به همین عنوان این پست اکتفا میکنم چرا که شخصیتم ایجاب میکند چُنین عمیق در لفافه صحبت کنم ... 
+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/۱٢ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

بعضی شب ها خوابت را میبینم!! از خواب که بیدار میشوم یاد این دخترهای لوس ِ چیز میفتم!!

اما خب قابل انکار نیست جایی که توی ِ بی سیکس پک ِ زشت ِ با جذبه ،در زندگیم داری ...

متفاوتی برای من...

حتی الان که "داداشی" صدایت میکنم و تو به قول خودت مرا مثل خواهرت میدانی ...

+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/۱۱ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

اقا دو شب !! خدا به سر شاهده فقط دوشب را در ضیافت سر کردم!! ببین چطور چشمم زدند ... افتاده م یعنی ها ... اصلا" نمیدانم چه مرضی گرفته ام !!

وبا؟ ایدز؟؟ طاعون؟؟؟ اصلا" ابستنم شاید!!

ولی به هر حال طبق سنت خانودگیمان ، شروع کردم از ادولت کلد !! فعلا" در مرحله ی ژلوفنم !! بالاخره یکیشان متوقف میکند مرضمان را دیگر ...

  • رو به موتم ... سرییسلی ... 
  • کور شوند و البته شوید الهی!! مُر سریسلی ...
+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/۱٠ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

بارالها 

به این برادران غیور بفهمان که علی رغم گیرهای بیخود و بی منطق ایشان، خواهرانشان هر غلطی که بخواهند میکنند و البته کرده اند و اصلا" تمام شده است و دیگر از تب و تابش هم افتاده اند ! به قرآن!!

+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/٧ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

من نمیدانم چه بلایی به سرم امده!! من همانم که زمانی سه خط ایرانسل را همزمان اداره و شارژ میکردم!! !!

+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/٥ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()

خب اگر من بخواهم به تحریک شدن این هائم فکر کنم و بروم بیرون که باید خط چشم نکشم اصلا" !!

 شما که میدانید این ها با دیدن ورزش یا رقص دختران در تی وی تحریک میشوند و حالشان بد میشود و فلان و این ها(+21 ... ) 

 

  • متحرک های بی شششور!! 
+ تاريخ ۱۳٩٠/۸/۳ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ نويسنده پریسا نظرات ()